مسیر سنگرها و دلخوری پنهان

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «مقصود صالحی» ۲۴ خرداد سال ۱۳۴۶ در ایزدخواست شهرستان آباده دیده به جهان گشود. ۷ ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی گذراند. وی عضو سپاه پاسداران بود که سرانجام ۲۸ آبانماه سال ۱۳۶۴ در آبادان به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای ایزدخواست به خاک سپرده شد.
متن خاطره: مسیر سنگرها و دلخوری پنهان
بسم الله الرحمن الرحیم زندگی هر انسان که بخواهد بدون زیر و بم باشد در لغات حاشیه این صفحه خلاصه میشود و این خلاصه شدن در این است که معانی لغات برایت جاافتاده باشد ولی بنده با این که ۲۳ سال از عمرم میگذرد امشب به این فکر افتادم که شاید زندگی جاریم در این چند لغت خلاصه شده است. جریان از آنجا شروع شد که پس از دیدن تلویزیون در شب جمعه مورخ ۲۵ مهر سال ۱۳۶۴ بنده برادران همرزمم را که آن زمان در آن واحد در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول بودم صدا کرده: دهقان، مجتبی برویم.
در برابر فوق بلند شده و به در مسجد آمدیم. دهقان کفشش را به پا کرد و در آخر نمازخانه ایستاد و بنده هم در راهرو ایستادم و منتظر مجتبی ایستادم که کفشش را پیدا کند و بیاید و برویم. بالاخره مجتبی کفشش را پیدا کرد و آمد و بدون این که به بنده که منتظر او ایستاده بودم حرفی بزند به بیرون زدیم.
دهقان و نعمتی که جلو بودند به طرف سنگر راه افتادند تا به دو راهی رسیدیم که یک راه به طرف سنگر امور مالی میرفت و دیگری به طرف سنگرهای پرسنلی تعاون و … میآمد. فوقالذکر به طرف سنگر امور مالی به راه افتاد و بنده به طرف دستشویی رفتم و پس از بیرون آمدن مجتبی را دیدم که با چراغقوه آنجا ایستاده است و منتظر بود که بنده بیرون بیایم و او به داخل برود. وقتی من بیرون آمدم او به داخل رفت و بنده منتظر ایستادم که او بیاید و برویم. او آمد و در این اثنا به بنده گفت من بروم چراغقوه را به امور مالی بدهم و بیایم؛ رفت و داد و آمدیم به سنگر، ولی من خیلی ناراحت و دلشکسته شدم و احساسات خود را با نوک قلم ناقص و بیانی شکسته روی کاغذ آوردم.
انتهای متن/